تبلیغات
علمداران غریب(شهدای کرمانشاه)
قالب وبلاگ

به بهانه یازدهمین سال بازگشت پیکر مطهر شهید حشمت اله امینی به میهن اسلامی ایران

خوشا آنان که جانان می شناسند
طریق عشق و ایمان می شناسند
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان
شهیدان را شهیدان می شناسند

شهید حشمت الله امینی

سوگند به گلوله های آتشینی که سینه سیاه ستم را نشانه میرود . سوگند به پیشانی بندهای سرخی که آبروی زمینند ، یا به مردانی از جنس آفتاب که در افق اندیشه سبزشان خورشید معرفت هیچگاه غروب نخواهد کرد. اما نه، باید به خون سرخ تو قسم خورد، تو که از میان رنگ ها سرخ را برگزیدی، از گل ها لاله را چیدی، از انبوه باغ ها بهشت را دیدی و از میان مرگ ها شهادت را پسندیدی...

هو الشاهد
سلام بر بدن های بی سر و سرهای بی بدن
سلام بر بدن های بی دست و دست های بی بدن
سلام بر یادگاران عشق و حماسه
سلام بر امام شهیدان
دایی شهیدم ، ای سردار لحظه های حماسه و عشق سلام بر تو
سلام بر تو و بر تمامی شهیدان خونین بال
سلام به روح بزرگ و جسم آسمانیت
سلام بر ناله های یا حسین و یا زهرایت
سلام بر آنروز که زاده شدی
و سلام بر آنروز که از دیدگان ما مفقود گشتی
سلام بر اخرین کلامت
سلام بر ترنم زیبای یا رب یا ربت در شلمچه
سلام بر ناله های نیمه شبت در بلفت
سلام بر سجده های طولانی ات و سلام بر بازگشت غریبانه ات
من باور دارم تو را و بازگشت عاشقانه تو را
کور باد چشمی که نمیتواند باور کند و اینگونه با شکوه ببیند
ای ققنوس خفته باشد که از خاکستر سرد تو هزار پرنده خونین بال اوج بگیرد و هزار پرنده به عرش برسد.
دایی عزیزم 12 سال در انتظار بازگشتت صبر نمودیم ، بارها تو را در خواب می دیدم که در جمع ما بودی ، آخر من تو را در بیداری هیچوقت ندیدم و تمام فکر و اندیشه ام این بود که روزی باز گردی و تمامی رازها و ناگفته هایم را برایت باز گو کنم .
حال که مرا سعادت دیدارت یار نبود ای کبوتر خونین بال برخیز، برخیز و مهر سکوت را بشکن و از شب پروازت بگو، بگو که بر بال کدامین فرشته نشستی که بی امان و شتابان چنین به سوی معبود شتافتی . بگو که در نماز شب عارفانه ات با خدا چه گفتی که چنین تو را پذیرفت؟! ای جان جانان تو همراز کدام امام بودی که زمزمه هایش مجنون عشقت کرد، قطره های اشک را بر پای کدامین معصوم ریختی که لاله وصالت را به این سرعت بارور نمود؟!
دایی جان آنگاه که نبودی ما دل شکسته بودیم و حال که آمدی تن شکسته ایم. باور کن طاقت ماندنمان نیز نیست.
دایی علمدارم ، می دانم که 12 سال نمازت را افتاده خواندی، بی سجده ، بی مهر، بی سجاده خواندی ،... شاید هم بی سر و بی دست ، بی پیکر خواندی... بیا و با ما عهدی تازه کن.

دایی خوبم ، دلم گرفته است هنوز هم نبودنت را باور نداریم . دلم در فراغ عشقت در التهاب میسوزد ، بیا و برایم بگو از رازهایت ، از حرف های نگفته ات و از آنچه بر تو و همرزمان شهیدت گذشت.
دایی کربلاییم ، خوشا به غیرت و مردانگی ات ، تو تاب آن را نداشتی که رهبر و مرادت "هل من ناصر" سر دهد و تو خود را در دانشگاه مشغول تحصیل کنی و برای یاری حسین زمانت ندای خمینی کبیر به جبهه ها شتافتی.
ای آشنای رفته از دیار خاک، ای قله نشین آسمانی، تو از زمره السابقون السابقونی، تو در این مسابقه گوی سبقت را از ما ربودی و اولائک المقربون شدی، بر تو مبارک باد جنات الیقین.
شهیدم درود بر تو که دل از همه رنگ های دنیایی بگسستی و سوار بر اسب راهوار هدایت در جاده نور به سوی معبود شتافتی. ستاره ای شدی در آسمان و درخشیدی و راهنمایی برای شبگردان گم کرده راه ... با خون پاکت زیبایی ها آفریدی و نقش عشق و معرفت را با سیطره بر هستی در صفحه روزگار ترسیم کردی...
یاران، بیایید چشمان خود را بپوشانیم و به لبخند های در خواب خفته بنگریم . به درختان اخلاصی بنگریم که در نسیم عشق سر خم کرده اند. هنوز به یاد دارید آن روزهای بارانی را ؟! آن روز هایی را که هزاران کبوتر عاشق، هزاران کبوتر خونین بال از مقابل دیده هایتان پر گشودند تا از چشم زمین محو شوند و امروز کرانه عطششان قلب ها را می نوازد.
امروز ما مانده ایم و سرزمین بی نام و نشانی که بوی قدمهاشان تا خورشید کشیده شده است. امروز با نرگس های داغ دیده همسفر شده ایم تا آخرین صفحه شقایق های پرپر را در دست گیریم و بر قلبمان بنشانیم.
ای اقاقی های پرپر ، ای شقایق های سرخ رو ، سلامم را از بیابان دور افتاده ای به نام زمین پذیرا باشید. دریغا، دریغا که بال و پری ندارم تا به آسمان شما بنگرم و بگریزم.

دایی جان ، سوگند به گلوله های آتشینی که سینه سیاه ستم را نشانه میرود . سوگند به پیشانی بندهای سرخی که آبروی زمینند ، یا به مردانی از جنس آفتاب که در افق اندیشه سبزشان خورشید معرفت هیچگاه غروب نخواهد کرد. اما نه، باید به خون سرخ تو قسم خورد، تو که از میان رنگ ها سرخ را برگزیدی، از گل ها لاله را چیدی، از انبوه باغ ها بهشت را دیدی و از میان مرگ ها شهادت را پسندیدی. و اکنون از ستیغ بلند کرامت گذشته ای و هم نفس با موج بر ساحل مهر نشسته ای، که یادت ، خانه ات و مزارت همواره کلاس درس ما و خاطره ات زینت خاطر ماست.
نام عزیز و یاد معطرت را بر برگ درختان خواهیم نوشت و حماسه بزرگت را در دفتر روزگار ثبت خواهیم نمود.
ما شعر مظلومیتت را بر بلندای هستی خواهیم سرود و بر پیشانی خورشید خواهیم نوشت.
ای شهید به خدایمان سوگند که راهت را ادامه خواهیم داد و آرمان های انقلاب را حفظ خواهیم نمود.
بلند باد نامت بزرگ باد حماسه ات و جاودانه باد یادت
شهادت لاله ها را چیدنی کرد
به چشم دل خدا را دیدنی کرد
ببوس ای خواهرم قبر برادر
شهادت سنگ را بوسیدنی کرد

*شادی روح همه شهدای غریب کرمانشاه بخصوص " سردار شهید حشمت الله امینی " صلوات*




طبقه بندی: سردار شهید حشمت الله امینی،
برچسب ها: زندگی نامه شهدای کرمانشاه، زندگی نامه سردار شهید حشمت الله امینی، سردار شهید حشمت الله امینی، کربلای 5، نهر جاسم، شلمچه، سردشت، عملیات نصر 7، چهاردهم مرداد ماه 1366 مصادف با عید قربان، گردان حمزه سید الشهداء، گردان خیبر از تیپ نبی اکرم (ص)، حشمت جبهه ها، معرفی شهدای کرمانشاه، معرفی شهید حشمت الله امینی، شهید امینی، شهدای شاخص کرمانشاه، فرماندهان شهید کرمانشاه، فرمانده گردان حمزه سیدالشهدا، گروهان فتح، تیپ نبی اكرم(ص)شهدای عملیات نصر هفت (7)، شهدای منطقه عملیاتی سردشت، علمداران غریب، شهدای کرمانشاه، سرداران شهید استان کرمانشاه،
[ دوشنبه 3 بهمن 1390 ] [ 12:16 ق.ظ ] [ ehsan amini ] [ دلنوشته ها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

هوالمحبوب
در این وبلاگ سعی کرده ام بیشتر به معرفی شهدای استان کرمانشاه(علمداران غریب غرب) که واقعا غریب و مظلوم اند بپردازم.
نویسندگان
لینک دوستان
لینک های مفید
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب



مقتدر مظلوم :: نوای وبلاگ

کد موزیک آنلاین برای وبگاه