تبلیغات
علمداران غریب(شهدای کرمانشاه)
قالب وبلاگ

بچه های تیپ نبی اكرم (ص) و گردان حمزه سیدالشهدا بهش می گفتن آقا مهدی ولی اسمش كوروش یزدان پناه بود. از اون خالصای خود ساخته ای بود كه توجبهه حسابی خودش رو پیدا كرده بود. سه تا دیپلم داشت واز همون اول جنگ بارها برای دانشگاههای مختلف قبول شده بود.

 سردار شهید مهدی یزدانپناه

 

وقتی می گفتن چرا نمی ری؟ می گفت:دانشگاه واقعی همین جاست. خیلی آرام و بی صدا بود. شیر جبهه ها و مظلوم شهر! باور می كنید آقا مهدی برای خودش نماز شب رو واجب كرده بود. همیشه یك لبخند ملیح و زیبا رولبهاش همه رو به وجد می آورد. خیلی كه عصبانی می شد،می گفت ای داد بی داد! هیچكس اونو نمی شناخت. كی بوده چی كاره بوده كجا بوده و خیلی چیزهای دیگه. آروم آروم بچه های تیپ و گردان اونو داشتن می شناختن كه اون یك استاد و مفسر واقعی قرآنه و بحق خوب درسشو هم تئوری و هم عملی یادگرفته! باوجود تركشهای زیاد توبدنش پرونده بنیاد هم نداشت، با اصرار زیاد ازش خواستن یك كلاس تفسیر برای رزمندها كه همشون از قشر دانشجو و طلبه ومحصل بودند بزاره. قبول نمی كرد خلاصه با اصرار زیاد شهیدان شعبانلو ، امینی ، ظهرابی،زمانی، محمدی و روندی قبول كرد ولی شرط گذاشت اون هم این بود كه جایی نگن من مدرس قرآنم. جالبه كه شاگرداش هم مثل خودش تو جبهه ها خودشون رو پیدا كرده بودن و برای (فاستبقوا الخیرات) مسابقه گذاشته بودن، آخه اون از مدرسین و اساتید عالی عقیدتی سیاسی سپاه بود ولی گمنام و بی پیرایه تویگان رزم با بچه های گردان تو خاك و خون زندگی آسمونی می كرد، هر جا می رفت نام و نشانی از خودش باقی نمی گذاشت. غریق نجات بود، غواص بود. اطلاعات عملیاتی بود. دیده بان بود. مخابراتی بود. تگ تیرانداز بود. تعمیر كار الكترونیك بوده و خلاصه چی براتون بگم كه هرچی گفته باشم درباره این شهید وارسته خیلی كم گفته ام و به هیچ وجه نمی تونم حق مطلب را ادا كنم. همون بس خودش اونا رو به درجه لقاءالهی رسوند و خودش اونا روپیش خودش برد.

آقا مهدی در وصیت نامه گفته بود من رو با لباس سبز سپاه دفنم كنید حالا چرا؟ بعد از شهادتش تازه فهمیدن آقا مهدی در عالم رویا با حجت بن الحسن (عج) دیداری داشته و از آقا 10 تا سوال كرده اند كه 9 تای آن بین مولی و خودش بود و یكی از سوالات عمومی این بود كه آقا جون من شهید می شم یا نه؟ بعد از اینكه آقا مهدی شهید شد ما همه فهمیدیم كه چرا قبلا اصرار داشت ما همگی بریم درسمونو بخونیم ولی بعد از خوابش به ماها می گفت بچه ها فرصت كمه از جبهه نرید و بمونید. درست یكسال بعد از شهادتش ایران قطعنامه 598 رو قبول كرد و از قافله جا ماندگان تازه دریافتند كه چرا آقا مهدی می گفت بچه ها فرصت كمه نرید و بمونید.

شهید مهدی یزدان پناه در عملیات نصر 7 در ارتفاعات بلفت عراق در 15 مرداد سال 1366 در زمانی كه جانشین گردان حمزه سید الشهدا تیپ  نبی اكرم (ص) كرمانشاه بود به شهادت رسید.

به نقل از روحانی جانباز مصیب بیانوندی

(مسئول نمایندگی ولی فقیه در فرماندهی بهداری نیروی هوایی سپاه)

"شادی روح شهدای غریب کرمانشاه به خصوص ** سردار شهید مهدی یزدانپناه** صلوات"




طبقه بندی: زندگینامه شهدای استان کرمانشاه،
برچسب ها: شهید مهدی یزادنپناه، شهدای کرمانشاه، تیپ نبی اكرم (ص) و گردان حمزه سیدالشهدا، عملیات نصر 7، ارتفاعات بلفت عراق، 15 مرداد سال 1366 مصادف با عید قربان، روحانی جانباز مصیب بیانوندی، شهدای عملیات نصر هفت (7(، شهدای منطقه عملیاتی سردشت، علمداران غریب، سرداران شهید استان کرمانشاه، شهدای شاخص استان کرمانشاه، فرماندهان شهید استان کرمانشاه، جانشین گردان حمزه سید الشهدا تیپ نبی اكرم (ص) كرمانشاه، زندگی نامه شهدای استان کرمانشاه، معرفی شهدای استان کرمانشاه، شهید كوروش یزدان پناه، شهدای گردان حمزه سیدالشهداء استان کرمانشاه، شهدای تیپ نبی اکرم (ص) استان کرمانشاه، زندگی نامه شهدای کرمانشاه،
[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ ehsan amini ] [ دلنوشته ها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

هوالمحبوب
در این وبلاگ سعی کرده ام بیشتر به معرفی شهدای استان کرمانشاه(علمداران غریب غرب) که واقعا غریب و مظلوم اند بپردازم.
نویسندگان
لینک دوستان
لینک های مفید
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب



مقتدر مظلوم :: نوای وبلاگ

کد موزیک آنلاین برای وبگاه